تبليغاتX
عشق و عاشقی

عشق و عاشقی

ببين وقتي نيستي دلم مي شه غمگين و خسته

 

دو تا چشماي گريونم

 

 اگه بري كم كم مي شه بسته

 

آسمون بي تو مي باره....دلم از بارون بيزاره

 

دل من.....اي بيچاره

 

بري ...روزاي تكراري...يا شباي بي قراري

 

اينا رو واسم خاطره مي ذاري

 

نمي خوام هيشكي بدونه دلم واسه چي مي خونه

 

دل من...اي ديوونه

 

ديووووووونه...دل بي قراره...آروم نداره

 

تو رو دوست داره

 

مي مونه با تو هميشه...بي تو نميشه

 

بگو دوستم داري نمي ري هيچ وقت تو

 

آخه جز تو نمي خوام من هيچ كس رو

 

مي خوام توي تاريكيام مثل نور بموني

 

نمي خوام حتي يه روز ازم دور بموني

 

بدون دوستت دارم...خيلي خاطرتو مي خوام

 

من تا اون سر دنيا به خاطر تو ميام

 

فكر نكن اخه تو رو يادم مي ره

 

اين دله منه پيش تو بازم ميره

 

من خيلي خستم بي تو

 

تركم نكن

 

اصلآ بي تو نمي تونم نفس بكشمو

 

اينو بدون كه در مياد اشكم بي تو

 

من نباشم مي دي به كي دستاتو..؟

 

تو شرايط بدم كي هست با تو...؟

 

مي گم كه حاضرم باشم توي قفس با تو

 

حالا كه بوده فاصله ي من يه نفس با تو

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 13:8 توسط محسن |


گل من گوش کن عزیزم گلدونت برات می خونه


تو کدوم باغ قشنگی ریشه هات زده جوونه


می دونم وسعت گلدون واسه تو کوچیک و تنگ بود


با تموم سادگیهاش واسه من اما قشنگ بود


گل من رفتی و گلدون می خونه برات عروسک


تو به آرزوت رسیدی باغ خوشبختی مبارک


اما گاهی من می ترسم که تو اونجا خوش نباشی


نکنه غصه بیاد و گل من پژمرده باشی


گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره


اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره


گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره


گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره


نکنه لگد شه ساقه ات زیر پای هر غریبه


ساده دل نباش گل من که دنیا پر از فریبه


نکنه یه وقت شکستی آخ داره اشکام می ریزه


نمی دونی خاطر تو واسه من چقدر عزیزه

 
گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره


اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره


گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره


گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره


گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره


اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره


گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره


گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره


گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره


اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره


گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره


گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره

 

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387 21:1 توسط محسن |


نشنو از نی ! نی حسیری بی نواست

بشنو از دل ؛ دل حریم کبریاست

نی بسوزد خاک و خاکستر شود

دل بسوزد خانه ی دلبر شود

 

love

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387 14:6 توسط محسن |


 

اگر عشق نبود به کدامین بهانه می گریستم و می خندیدم ؟

کدام لحظۀ نایاب را اندیشه می کردم ؟

و چگونه عبور لحظه های تلخ را تاب می آوردم ؟

آری ! بی گمان پیش از اینها مرده بودم ، اگر عشق نبود !

 

love

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387 13:58 توسط محسن |


 

الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها


ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم


پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات


ت: تدبير براي ديدن افق فرداها


ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها


ج: جسارت براي ادامه زيستن

 

چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه


ح: حق شناسي براي تزكيه نفس


خ: خودداري براي تمرين استقامت


د: دور انديشي براي تحول تاريخ


‌ذ: ذكر گویي براي اخلاص عمل


ر: رضايت مندي براي احساس شعف


ز: زيركي براي مغتنم شمردن دم ها


ژ: ژرف بيني براي شكافتن عمق درد ها


س: سخاوت براي گشايش كار ها


ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج


ص: صداقت براي بقاي دوستي


ض: ضمانت براي پايبندي به عهد


ط: طا قت براي تحمل شكست


ظ: ظرافت براي ديدن حقيقت پوشيده در صدف


ع: عطوفت براي غنچه نشكفته باورها


غ: غيرت براي بقاي انسانيت


ف: فداكاري براي قلب هاي درد مند


ق: قدر شناسي براي گفتن ناگفته هاي دل


ك: كرامتبراي نگاهي از سر عشق

 

گ: گذشت براي پالايش احساس


ل: لياقت براي تحقق اميد ها


م: محبت براي نگاه معصوم يك كودك


ن: نكته بيني براي ديدن ناديده ها


و: واقع گرايي براي دستيابي به كنه هستي


ه: هدفمندي براي تبلور خواسته ها


ي: يك رنگي براي گريز از تجربه دردهاي مشترك

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 18:15 توسط محسن |


همیشه دوستت دارم

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی

چگونه ستایشت کنم در
حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری
میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است

چه داشته ای که
اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا
کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی

زمانی که با تو هستم به آسمان به
بیکران پرواز میکنم 

پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

عشقم تا ابدیت دوستت دارم باور کن 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 18:4 توسط محسن |


بیشتر از آنچه تصور کنی خیانت دیده ام

دلم را شکسته اند  بیشتر از آنکه باور کنی

اما تو نه خیانت کردی و نه دلم را شکستی

تو جگرم را آتش زدی

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 18:0 توسط محسن |


تماشایی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی

دلم می پاشد از هم بس که زیبا می شوی گاهی

حضور گاهگاهت بازی خورشید با ابر است

که پنهان می شوی گاهی و پیدا می شوی گاهی

به ما تا می رسی کج می کنی یکباره راهت را

ز ناچاریست گر هم صحبت ما می شوی گاهی

دلت پاک است اما با تمام سادگی هایت

به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی

تو را از سرخی سیب غزل هایم گریزی نیست

تو هم مانند حوا زود اغوا می شوی گاهی

ALONE

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 18:0 توسط محسن |


 

پس از مرگ ، بر گورم بيا

مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني

آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است

آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است

آنجا اشك واحساس با هم آميخته است

پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد آور

اگر شمعي را ديدي به ياد من باش

اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن

آري زيبايم ، پس از مرگ بر گورم بيا و علفهاي هرز را از گورم دور كن

خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 17:59 توسط محسن |


 

دستانت را در دستانم بگذار تا برایت

نوید شادی بخش پر ستو ها را به ار مغان بیاورم...

دستانت را در دستانم بگذارتا بتوانم

امید ها در دلت زنده کنم...

دستانت را در دستانم بگذار تا شاید

بتوانم گوشه ای از تنهایی هایت را پر کنم...

دستانت را در دستانم بگذار

تا حداقل بتوانم همراهت باشم...

دستانت را در دستانم بگذار تا

احساس زیبایی ها را در وجودت زنده کنم...

دستانت را در دستانم بگذار تا بتوانم

آرامش را در تو زنده کنم...

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 17:59 توسط محسن |


مطمئن باش و برو...


ضربه ات کاری بود


دل من سخت شکست


و چه زشت


به من و سادگی ام خندیدی


به من و عشقی پاک


که پر از یاد تو بود...


و خیالم می گفت تا ابد مال تو بود...


تو برو ، برو تا راحتتر


تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم...